|
خواهرم با تو سخن مي گويم گوش كن با تو سخن مي گويم زندگي در نگهم گلزاريست و تو با قامت چون نيلوفر شاخه پر گل اين گلزاري گل عفت ! گل صد رنگ اميد گل فرداي اميد ! گل فرداي سپيد تو همان خرد نهالي كه چنين باليدي راست چون شاخه سر سبز برومند شدي همچو پر غنچه درختي ، همه لبخند شدي ديده بگشاي و در انديشه گل چينان باش همه گلچين گل امروزند همه هستي سوزند كس به فرداي گل باغ نمي انديشد آن كه گرد همه گلها به هوس مي چرخد بلبل عاشق نيست بلكه گلچين سيه كرداريست كه سراسيمه دود در پي گلهاي لطيف تا يكي لحظه به چنگ آرد و ريزد به خاك دست او دشمن باغ است و نگاهش نا پاك تو گل شادابي به ره باد مرو غافل از باغ مشو با تو بي پرده سخن مي گويم دل به لبخند حرامي مسپار دزد را دوست مخوان ديو خويان پليدي كه سليمان رويند همه گوهر شكنند ديو ، كي ارزش گوهر دارند؟! نه خردمند بود آنكه اهريمن را ! از سر جهل سليمان خواند خواهرم عفت تو دفع بلاست حافظ حرمت شعر شهداست اي سراپا الماس از حرامي به هراس قيمت خود مشكن قدر خود را بشناس
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 16:52  توسط تبلیغات مکتب
|
اين سوال را از سه جهت مي توان بررسي كرد: الف ) چگونگي كشه شيطان : اگر منظور سوال كننده اين باشد كه شيطان به چه شكلي كشته مي شود ، در پاسخ مي توان گفت : مرحوم مجلسي (ره) به نقل از كتاب انوارالمضيئه چنين مي گويد : زماني كه حضرت قائم عليه السلام قيام كند و در مسجد كوفه مستقر شود، شيطان در حالي كه به زانو در آمده ، مي گويد : واي بر من از اين روز ! سپس حضرت پيشاني او را گرفته و گردنش را مي زند. ب ) امكان كشته شدن شيطان : اگر منظور از سوال اين است كه آيا امكان دارد شيطان كشته شود ، در مقابل جواب مي گوييم : چنانكه در قرآن به صراحت بيان شده ، شيطان از جنس جن است. جنيان نيز مانند انسان ولادت و مرگ دارند . از اين رو كشه شدن شيطان غير ممكن نيست. ج) اشكال كشته شدن شيطان : ممكن است تصور شود ، چون دنيا محل امتحان انسان است و شيطان در اين امتحانات نقش مهمي دارد و با وسوسه هايش انسان را به سوي بدي ها تحريك مي كند ، از اين رو با مرگ شيطان ديگر امتحان كردن معني ندارد ، چرا كه انسانها به دليل اينكه انگيزه اي و دعوت كننده اي به كارهاي ناشايست ندارند ، فقط كارهاي نيك انجام مي دهد. ولي بايد توجه داشت ، هر چند شيطان با اغواگري هايش انسانها را در دام مي انداخت و باعث مي شد كه آدميان را تباهي را انتخاب كنند ، اما غير از وسوسه هاي شيطان ، كه عامل خارجي است ، در درون انسان نيز نفس اماره وجود دارد ، كه آدمي را به سوي پگناه و نافرماني سوق مي دهد، بنابراين همچنان امكان امتحان فراهم است. از سوي ديگر ، هر چند دوران ظهور دوران درخشان عالم انسانيت است و شرك و كفر از روي كره زمين رخت بر مي بندد و مردم به راحتي مي توانند حركت كمالي خويش را شروع كنند ، ولي بايد توجه داشت كه مردم آن زمان نيز امتحان مي شوند، چرا كه اينان نيز داخل در جرگه انسان هاي داراي انتخاب و اختيارند، البته شكل و چگونگي امتحان فرق مي كند. به عنوان مثال ، اگر به دانش آموز دوره راهنمايي گفته شود : در بعضي جلسات امتحان ، كتابهايي نيز در اختيار افراد قرار مي گيرد ، تعجب مي كند و نمي تواند چنين امري را باور كند يا آن را ديگر امتحان نمي شمارد. ولي اين مسئله براي يك دانشجو قابل درك و فهم است. بنابراين مي توان دو گونه امتحان در نظر گرفت ، كه هر كدام دقت ، ظرافت و سختي مناسب با زمان و موقعيت خاص خود را دارد. در روايات باب ظهور و ايام پس از آن ، مي خوانيم هر كس هر مقدار احتياج دارد ، از جيب برادر ديني اش بر مي دارد ، از گرفتن سود نهي مي شود ، كمك به برادران ديني اهميت فراواني پيدا مي كند و .. طبيعي است كه چگونگي عمل به اين احكام ، خود امتحان بزرگي است ، اينكه افراد در برابر اين دستورات چگونه از خود واكنش نشان مي دهند. از اين رو با وجود نفس اماره و شيوه متفاوت امتحان ، با مرگ شيطان ، راه براي امتحان انسانها بسته نمي شود. آيا كشته شدن شيطان با آيه " قال انك من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم " منافات ندارد ؟ پاسخ : وقتي به تفاسير و روايات ذيل آيه مراجعه كنيم ، به روشني جواب آن را خواهيم يافت. مرحوم علامه طباطبايي (ره) در تفسير كبير الميزان ، از تفسير عياشي نقل كرده است : وهب بن جميع از امام صادق (ع) پرسيد يوم معلوم چه روزي است ؟ امام فرمود : آيا گمان مي كني منظور قيامت است ؟ لكن خداوند او را تا زمان قيام حضرت مهلت داده است و " وقت معلوم " همان زمان ظهور مي باشد. از آيه استفاده مي شود كه در خواست شيطان دو قسمت است : " مهلت خواستن " و " امتداد مهلت تا قيامت " . خداوند قسمت اول آن را پذيرفت و قسمت دوم را رد كرد. از اين رو آيه نه تنها دلالت بر بقاي شيطان تا روز قيامت ندارد ، بلكه بر خلاف آن دلالت دارد ، و از اين جهت منافاتي با روايت كشته شدن شيطان ندارد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 16:52  توسط تبلیغات مکتب
|
اشاره : بر انديشمندان به ويژه ساكنان شرق اسلامي پوشيده نيست كه غرب استعماري طي يكي دو قرن اخير همواره جهت سلطه بر سرزمين هاي اسلامي سعي در فرقه سازي و فرمايش نيروهاي مسلمين داشته است تا با ايجاد اختلاف زمينه هاي بيشتري را براي سلطه خود فراهم سازد. بولتن G2 يك سرويس خبري به روز است كه به صورت تخصصي به بررسي موضوعات اطلاعاتي و امنيتي مي پردازد و مطالب آن تنها براي مشتركين آن ارسال مي شود. سردبير اين بولتن را ژوزف فره ، با سابقه 25 سال فعاليت ژورناليستي ، بر عهده دارد. مطلب زير ، خلاصه مقاله اي با عنوان " آيا بن لادن همان مهدي است ؟ " است. كه در تاريخ 29 مارس 2004 ، فروردين 83 در اين بولتن منتشر شده است كه با هم نگاهي گذرا به اين مطلب مي اندازيم. به گزارش بولتن G2 ، كارشناسان اطلاعات و امنيت ارتش ايالات متحده مشغول بررسي قطعه فيلم به دست آمده از اسامه بن لادن هستند كه در آن فيلم وي در كنار صحرايي ايستاده و تابلويي كه عبارت عربي " مهدي منتظر " بر روي آن نوشته شده است. هيچ يك از افرادي كه اين قطعه فيلم ويديويي را بررسي كرده اند در مورد معناي دقيق اين عبارت مطمئن نيستند . اما احاديث – مجموعه اي از نوشته هاي مقدس اسلامي كه مكمل قرآن هستند – پيشگويي كرده اند كه چهره اي مسيحايي در آخر الزمان ظهور مي كند كه مهدي ناميده مي شود. اين مهدي به همراه عيسي مسيح ، مومنين را به سوي نبرد و پيروزي بر كفار رهبري خواهد كرد. سوالي كه اين قطعه ويديويي ايجاد مي كند اين است كه آيا بن لادن خود را مهدي مي داند ؟ و يا ، اين كه منتظر قيام كس ديگرياست كه رهبري را در دست گيرد. به هر صورت ، افزوده شدن ابعاد پيشگويي هاي آخر الزماني اسلام به فضاي پر تنش جنگ بين المللي تروريسم ممكن است به طور جدي ، تصميم گيري را براي استراتژيست هاي غربي دشوار كند. بر اساس اخبار واصله منابع نظامي بولتن G2 ، برخي از بازداشت شدگان اردوگاه گوانتمانو به بازجويان گفته اند كه به اين علت به تشكيلات القاعده پيوسته اند، كه تصور مي كردند ، به لادن " مهدي منتظر " است. از سوي ديگر نيروهاي اطلاعاتي ارتش ايالات متحده مستقر در عراق گزارش كرده اند كه برخي از تروريست هايي كه حين ورود به عراق در مرز هاي اين كشور دستگير شده اند ، در بازجويي ها اعتراف كرده اند كه به دليل اعتقادشان به پيشگويي هاي آخر الزمان اسلام ، به القاعده پيوسته اند. مسلمانان معتقد – چه سني و چه شيعه – انتظار دارند كه روزي مهدي براي برقراري عدالت در جهان باز گردد. مهدي به عظمت پيامبر اسلام نيست ولي چهره و شخصيتي مسيحايي است كه تمام فرق اسلامي به آن اعتقاد دارند و نقطه مشترك اعتقادات همه مسلمين است. از اواخر سال 2001 بن لادن امضاي " اسامه بن محمد بن لادن " را به جاي امضاي هميشگي خود " اسامه بن لادن " به كار مي برد. اين موضوع بسيار قابل توجهي است ، زيرا به اسامه بن لادن رهبر القاعده بعدي آخر الزماني مي بخشد. چرا كه بر اساس مطالعات اسلام شناسان ، در حديث آمده است كه مهدي در ميان ديگران ، با اين حقيقت كه نام پيامبر را به همراه دارد ، متمايز است. " المهدي " در زماني كه مسلمانان در هر گوشه دنيا در مضيقه و تنگنا قرار دارند ظهور مي كند، عدالت و صلح به به جهان مي آورد، بر اعراف حكم راني مي كند و زماني كه مسيح ظهور خواهد كرد ، در مكه نماز مي گذازد. برخي از تحليل گران مسايل جهان اسلام انتظار داشتند كه بن لادن براي مشروعيت بخشيدن به فعاليت هايش ، خود را به عنوان " خليفه " معرفي كند. اما با توجه به ساختار غير منطقه اي ، تشكيلات سازماني القاعده ، او به قدرتمندترين عنوان در اسلام ، يعني مهدي متوسل شده است. مهدي و عيسي مسيح ، دو شخصيت مثبت پيشگويي هاي آخرالزمان اسلام هستند ، كه در آخرالزمان ظهور مي كنند و با يكديگر به نبرد با كفار و نيروهاي شيطاني مي روند. بر اساس تحقيقات دكتر تريموتي فرنيش ، خلاصه خصوصيات مهدي ، بر گرفته از منابع اسلامي به صورت زير است : · او از نوادگان پيامبر اسلام و از نوادگان فاطمه دختر پيامبر است · او همنام پيامبر است · پيشاني بلند و بيني برجسته دارد · او بسيار بخشنده و نوع دوست است · از سرزمين عربستان قيام مي كند و با تشويق و تحسين و هواداري مردم ، در مكه ، رهبري مسلمنان را در دست مي گيرد. · او از طرف ارتشي از سوريه كه بعدها در بيابان فرو مي روند ، مورد تهاجم قرار مي گيرد. · او زمين را از عدالت و برابري پر مي كند. · او مدت 5 و 7 و يا 9 سال با همراهي عيسي مسيح حكومت مي كند و پس از آن ، بعد از مدت نا معلومي قيامت فرا مي رسد. حال بايد ديد اگر بن لادن يا يكي ديگر از رهبران مسلمين ، خود را مهدي بنامد ، آيا اين موضوع تغييري در سياست هاي استراتژيست هاي ايالات متحده ايجاد خواهد كرد ؟ فرنيش مي نويسد : اگر اين ادعا براي جهان اسلام قابل قبول باشد ، ايالات متحده ديگر نمي تواند ادعا كند كه تنها با تروريسم مي جنگد و در اصل جنگ بر عليه تروريسم به يك جنگ بين المللي مذهبي بدل مي شود. ولي با توجه به تعاريف و احاديث بايد بدين نكته اشاره داشته باشيم كه چنين اخباري در سطح فرامليتي پخش مي شود. بيانگر آن است كه استعمارگران سعي بر آن دارند كه با سلطه گري بر باورهاي ملي و مذهبي ديگر ملت ها سلطه خود را بر كل جهان تحميل كنند لذا ما نفي و تهديد چنين ادعاهاي كذابي را در شماره هاي بعد خواهيم داشت.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 16:50  توسط تبلیغات مکتب
|
سوال : داستان مهدويت اگر صحت داشت ، بايد در قرآن كريم ذكري از آن شده باشد در صورتيكه حتي لفظ مهدي هم در آن كتاب آسماني ديده نمي شود چرا ؟ جواب : اولا لازم نيست هر موضوع صحيحي با تمام خصوصيات و مشخصات آن در قرآن كريم وارد شده باشد. چه بسيار جزئيات صحيح و درستي داريم كه آن كتاب آسماني اصلا متعرضش نشده است. و ثانيا آياتي چند در آن كتاب مقدس وجود دارد كه اجمالا روزي را نويد مي دهد كه حق پرستان و حزب خداپرست و طرفداران دين و مردم شايسته جهان ، قدرت و حكومت زمين را قبضه مي نمايند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي گردد. از باب نمونه : در سوره انبيا مي فرمايد : ما بعد از آنكه در تورات نوشته بوديم در زبور نوشتيم كه بندگان شايسته ما وارث زمين مي شوند. در سوره نور مي فرمايد : خدا به كساني از شما كه ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند وعده داده كه آن را خليفه زمين گرداند چنانكه گذشتگانشان را نيز قبلا گردانيده بود و ديني را كه بر ايشان پسنديده است استوار و نيرومند گرداند و ترسشان را به ايمني تبديل كند تا مرا عبادت كنند و چيزي را شريك قرار ندهند . در سوره قصص فرموده : ما اراده كرده ايم كه بر ضعفاي زمين منت نهاده پيشوا و وارث زمينشان گردانيم. در سوره صف فرموده : او خداييست كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا بر تمام اديان غالب گردد، اگر چه مشركين آنرا مكروه داشته باشند. از اين آيات اجمالا استفاده مي شود كه : دنيا روزي را در پيش دارد كه قدرت و اداره زمين به دست مومنين و رجال شايسته افتاده پيشوا و پيشرو تمدن بشريت مي گردند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي شود و يكتا پرستي جايگزين شرك مي گردد. آن عصر درخشان ، همان روز نهضت مصلح غيبي و منجي بشريت و مهدي موعود مي باشد و آن انقلاب جهانگير و همه جانبه ، توسط مسلمين شايسته انجام مي يابد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 16:49  توسط تبلیغات مکتب
|
..... امام زمان (عج) و شركت در مجلس روضه با لباس كردي .... حاج سيد حسين حائري ساكن ارض اقدس مشهد الرضا (ع) فرموده اند : حدود سال 1304 هجري قمري در ايام دهه محرم سيدي غريب كه او نمي شناختم به منزل من در كرمانشاه وارد شد، غالبا زوار چه اهل علم و چه غير ايشان از عراقين (ايران و عراق فعلي ) بدون هيچ آشنايي بر من وارد مي شدند و من از ايشان پذيرائي مي نمودم. پس از دو روز، يكي از اهل علم نجف اشرف به ديدن من آمد و آن سيد را شناخت به من اشاره كرد كه اين آقا را مي شناسيد ؟ گفتم : سابقه اي با ايشان ندارم گفت : يكي از مرتاضين بسيار مهم مي باشد ، به ظاهر در كوچه مسجد هندي در نجف اشرف دكان عطاري دارد و غالبا از نجف و اهل و عيان خود مفقود مي شود، هرچه در كربلا و كاظمين و حله تفحص مي نمايند، او را نمي يابند بعد از چند ماه معلوم مي شود كه در يكي از حجرات مسجد كوفه پنهان و با موي بلند و سر و ريش ، در آن جاست ، با حال پريشان او را به نجف آورده باز هم بعد از چند روز مفقود مي شود و در مسجد به خادم مي سپرد كه به اهل و عيالش خبر ندهد. من بعد از اطلاع بر حال سيد ، به ايشان بيشتر محبت كردم و اظهار داشتم كه بعضي ها شما را از مرتاضين مي دانند با كمال انكار و امتناع اين مطلب را رد مي كرد و بالاخره بعد از معاهده به اينكه اظهار نشود گفت : من دوازده سال در مسجد كوفه و غيره رياضت كشيدم و شرط تكميل رياضت دوازده سال است و در كمتر از آن زمان كسي به مقامي نمي رسد، او كمالات خودش را مخفي مي كرد و فقط گفت : احضار جن ممكن است ، ولي جن دروغ مي گويد ، و گاهي راست هم مي گويد ، لذا اعتمادي به قول آنها نيست . احضار ملائكه هم ممكن است ، ولي چون آنها مشغول عبادت هستند ، شايسته نيست ايشان را از عبادت بازداشت ، ولي من روح همين علما گذشته را احضار مي كنم و آنچه از ايشان سوال كنم ، جواب مي گويند. من در آن چند سال اخير كه به مجالس روضه خواني و سينه زني توهين مي كردند ، جهت تقويت اساس شرع ، مجلس روضه خواني خيلي مفصلي اقامه مي نمودم كه از اول فجر ، مجلس منعقد و تا يك ساعت بعد از ظهر ختم مي شد و از لحاظ هزينه زياد و زحمات بدني ، خيلي در زحمت بودم ، در آن مجلس شصت نفر روضه خوان شهري و غريب كه از ساير شهرها آمده بودند و پنج مداح ، روضه مي خواندند و در اين هشت و نه ساعت كه مدت مجلس بود ، سي نفر و بقيه در باقي ايام مي خواندند و همه آنها حقوق داشتند ، لذا از اين سيد خواهش كردم كه شما از علما سوال كنيد ، آيا اين مجلس با اين زحمات مقبول اهل بيت (ع) هست ؟ گفت : من شبها روح علما را احضار مي كنم. بنا شد اين كار را انجام دهد ، لذا گفت : من به چهار نفر از علما مراجعه و از آنها سوال مي كنم : مرحوم آقا ميرزا حبيب الله رشتي ، مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي ، مرحوم آقا سيد اسماعيل صدر و مرحوم آقا سيد علي داماد (كه ايشان داماد آقا شيخ حسن مامقاني بودند و به اين جهت معروف به داماد بود ) روز بعد گفت : من آقايان را احضار و سوال كردم ، گفتند : بلي ، اين مجلس مقبول اهل بيت (ع) است و در روز نهم يا دهم حضرت ولي عصر (عج) تشريف مي آورند. با كمال وجدو شوق گفتم : چرا روزش را تعيين نكردند؟ گفت امشب سوال مي كنم. فردا صبح گفت : آنچه مي گويم بنويسيد و نگه داريد. آن روز ، روز پنجم محرم بود ، وضع من بر خلاف وضع رياست و ترتيب علما ، در كرمانشاه بود كه در جاي معيني بنشينند و اشخاص محترم به طرف ايشان بيايند و قهرا آن قسمت صدر مجلس مورد توجه عموم اهل شهر بود و غالبا راهش مسدود مي شد و يك دسته ديگر در كوچه انتظار مي كشيدند تا زماني كه اشخاص داخل منزل خارج شوند و آنها به جايشان بيايند. سيد گفت : در روز نهم ، حدود ساعت دو كنار چاهي كه نزديك در خانه است نشسته ايد يك مرتبه حال شما منقلب مي شود و تمام بدنتان تكان مي خورد ، در آن حال به نقطه اي كه آخرين حد محل نشستن زنها است نگاه كنيد هر وقت تكان خورديد متوجه آن نقطه مجلس باشيد كه يك عده اشخاص (ده دوازده نفر ) به يك هئيت و يك لباس و يك شكل نشسته اند يكي از آنها حضرت ولي عصر (عج) است آنها ساعت دو ، از در اتاق روضه خوانها از طرف بيروني وارد مي شوندو تا ساعت سه تشريف دارند و ساعت سه كه مجلس براي خارج و وارد شدن افراد بهم مي خورد. ايشان در ضمن مردم بيرون مي روند و شما ملتفت نمي شويد .با وضو باشيد و به محضر مباركشان برسيد و خدمتي از قبيل : چاي دادن يا استكان برداشتن انجام دهيد آنها براي شما قيام نمي كنندو مي گويند اين خانه ، خانه خودمان است در خانه برويد و از مردم پذيرايي كنيد. در همان ساعتي كه تشريف دارند دو روضه خوان ، روضه مي خوانند و هر دو از امام زمان (عج) مي گويند و كسي مصيبت نمي خواند با اين حال ، مجلس خيلي دگرگون و ضجه و ناله بيشتر از هر روز مي شود آقاي اشرف الواعظين كه هر روز يك ساعت بعد از ظهر مي آيد و مجلس را ختم مي كند در همين ساعت آمده و منبر مي رود و از امام زمان مي گويد. به هر حال اين مذاكرات در روز پنجم محرم بين من و سيد مرتاض اتفاق مي افتد واين مطالب را نوشتم. من هميشه دم در مي ايستادم و پذيرايي مي كردم و اتاقي در بيروني ، مجمع آقايان روضه خوانها بود. تا روز نهم در انتظار اين قضيه روز شماري مي كردم در آن روز مجلس جمعيت زيادي داشت و من در آن ساعت معين كنار چاه نشسته بودم ناگاه لرزش بر من عارض شد و بدنم شروع به تكان خوردن نمود فورا به آن نقطه معين نگاه كردم ديدم در همان مكان حلقه اي مشتمل ب ده دوازده نفر دايره وار و در لباس معمول اهل كرمانشاه (عبادي بلند و كلاه نمدي و دستمال روي آن ، كفش پاشنه خوابيده ) تماما گندمگون و قوي استخوان و در سن نزديك به چهل سالگي بودند و به من تبسم كردند و قيام و تواضعي كه معمول همه كس بود ، حتي اهل حكومت و امرا لشكر نكردند و گفتند : خانه خودمان است همه چيز آورده اند شما در خانه برويد و مشغول پذيرايي باشيد. به مكان خود مراجعت نمودم و دانستم كه اين آقايان از در اتاق بيروني به اندروني آمده اند. به هر حال در آن ساعت دو نفر منبر رفتند و با آن كه روز تاسوعا معمولا مصيبت حضرت اباالفضل (ع) را مي خوانند هر كدام چند دقيقه منبر رفتند و به امام زمان (عج) به عنوان تسليت خطاب مي كردند. مجلس از گريه و زاري هنگامه بود. آقاي اشرف الواعظين كه بايد بعد از ظهر بيايند، ساعت دو آمدند و به اتاق دو آمدند و به اتاق روضه خوانها نرفتند و در همان مجلس وارد شدند و كنار در خانه ، پهلوي من نشستند و گفتند : من امروز براي رفع خستگي تعطيل كردم چون فردا كه عاشورا است كار زياد است . ولي نتوانستم اينجا نيايم. ايشان بعد از چاي و قليان به منبر رفت و سكوتي طولاني كرد و بعد بدون مقدمه اي كه معمول اهل منبر است صدا زد " اي گمشده بيابانها روي سخن ما با توست " مجلس به حدي از اين كلمه پريشان و مردم به سر وسينه مي زدند كه همگي بي اختيار شدند . پس از لحظه اي ديدم افراد آن حلقه نيستند. و دانستم از همان در اتاق وسطي رفته اند. ... برای سلامتی آقا امام زمان صلوات ....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 8:43  توسط تبلیغات مکتب
|
جوامع بشري در بعد سياسي و حاكميت مشتكل از دو گروه مردم و مسئولين است. تفاوت جامعه اسلامي با جوامع ديگر در اينست كه در جوامع غير اسلامي و غير الهي مسئولين حكم كار فرما داشته و ديكتاتورانه عمل مي كنند و مردم در جامعه الهي و مهدوي مسئول نماينده خداست و او حاكم الهي است. نه كارفرما بلكه خادم ملت است. علاوه بر حاكم ، مسئولين رده هاي ديگر نيز منصوب از طرف خدا هستند. در كشوري آرماني كه سازنده آن نائب عام حضرت ولي عصر ارواحنا فداه است ، رهبر مجتهد جامع الشرايط است (ولي فقيه ) ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بايد مورد تاييد شوراي نگهبان كه منتصبين رهبرند ، باشند. رئيس جمهور نيز بايد مورد تاييد شوراي نگهبان باشد و وزراي دولت هم بايد راي اعتماد از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بگيرند. مردم نيز صاحبان اصلي قدرت و صاحبان واقعي مملكتند . در چنين حكومت و سيستمي بارزترين ويژگيهاي مسئولين چيست ؟ و رابطه مردم و دولت و دولت و مردم چگونه خواهد بود تا مدينه فاضله مهدوي شكل بگيرد. امام زمان (عج) در فرمايشات الهي خود براي مسئولين و دولتمردان دو شاخصه بسيار مهم را ذكر مي نمايند كه بنيان هاي سعادت ساز جامعه مهدوي و الهي است. " و تفضل علي امرا نا بالعدل و الشفقه " الف – عدالت : عدالت قوي ترين و مهمترين شاخصه حكومت موفق است . حكومت با كفر باقي خواهد ماند ولي با ظلم باقي نخواهد ماند. اگر در بدنه حاكميت جامعه اسلامي عدالت به معناي واقعي كلمه وجود داشته باشد ، مشكلات بشريت رخت بر بسته ، حقوق به صاحبان حق برگشته ، سفره ظلم و تعدي بر چيده خواهد شد و جامعه ايده آل بشري و مدينه فاضله محقق خواهد شد. اما عدالت يعني چه ؟ عدالت يعني : از بين رفتن هر نوع ظلم و تبغيض و نابرابري در اجتماع انساني . عدالت يعني اينكه : 1- در جامعه اسلامي ، ظلمي از سوي حاكمان صورت نگيرد . حقوق مردم ، به آنان بازگردانده شود . حق زندگي ، حق تعليم و تربيت ، حق خوشبختي و سعادت و ... مسئولين از رهبر گرفته تا مامورين نيروي انتظامي و.. با عدل با مردم رفتار كنند. 2- توزيع عادلانه پست ها : پستها و مسئوليت هاي حساس و كليدي به افراد لايق و متخصص واگذار شود كه لياقت و شايستگي آنرا داشته باشند. نهادينه كردن عدالت در مسئوليت پذيري و مسئوليت دهي و استفاده از تخصص ها يعني استفاده مناسب و بهينه از نيروي انساني در سيستم جامعه و پيشرفت مدينه مهدوي . ب- دلسوزي (شفقه ): انگيزه جهت دهنده رفتار انسان است . و انگيزه ها غالبا دو نوع اند : 1- بعضي افراد مسئول تمام سعي و تلاششان رسيدن به اميال و آرزوهاي خود هستند. لذا تمام امكانات بيت المال را براي شخص خود بسيج مي نمايند و تمام هم آنان بر اين است كه به هر نحو ممكن جيب خود را از بيت المال پر كرده و آينده اي عالي براي خود ، فرزندان و اطرافيان خود بسازند. و نتيجه آن اختلاس و فساد و... است. 2- انگيزه خدمت به مردم است. در نوع دوم تلاش مسئولين براي خدمت و خدمت رساني به مردم است . مسئول دنبال رفع مشكلات مردم است . تلاش براي اينكه كارگري شب با دست خالي به خانه نرود و شب با فرزندانش بر سر سفره اي ننشينند كه نان و نمك و خورش در آن باشد . اين ملاك جامعه مهدوي است. ويژگي دوم مسئولين و دولتمردان در آئينه مهدويت اين است كه دلسوز مردم باشد. مردم را بر خود مقدم بدارد. خود را فداي مردم كند. نه اينكه از مردم نردبان بسازد، آنان را زير پا له كند تا دستش به جايي برسد. ثمرات دلسوز بودن مسئولين : 1- حل مشكلات معيشتي و .. مردم تا حد امكان 2- نهادينه كردن فرهنگ ايثار در جامعه 3- استفاده بهينه از بيت المال براي مردم و خدمت به آنان 4- ايجاد جو دلسوزي در مردم با الگو گيري از مسئولين
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 8:40  توسط تبلیغات مکتب
|
ولادت بانوی بزرگ اسلام
حضرت فاطمه زهرا (س)
و روز زن بر رهروان ايشان
مبارک باد...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 9:19  توسط تبلیغات مکتب
|
شايد بعضي اينگونه فكر كنند كه با وجود نيازهاي مختلف و اساسي در زمينه هاي فرهنگي پرداختن به مباحث امام مهدي عليه السلام چه ضرورتي دارد ؟ آيا به اندازه كافي در اين مورد سخن گفته نشده و كتاب و مقاله نوشته نشده است. در پاسخ بايد گفت مباحث مهدويت از جمله موضوعاتي است كه نقش كليدي در زندگي بشر دارد و با زواياي مختلف حيات انسان ارتباط مستقيم دارد. بنابراين با وجود تلاش هاي فراوان دارد و بجاست كه عالمان و محققان در اين عرصه تلاشي دو چندان انجام دهند. براي عيني شدن ضرورت طرح معارف امام مهدي (عج) فهرست وار مواردي را بيان مي كنيم : 1- موضوع امام مهدي (عج) به مسئله اساسي امامت بر مي گردد كه از اصول عقايد شيعه است و در قرآن و روايات اسلامي به صورت گسترده روي آن سرمايه گذاري شده است. شيعه و سني از پيامبر اسلام (ص) نقل كرده اند كه : " من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه " آنكه بميرد و حال آنكه امام زمان خويش را نشناخته باشد به مرگ جاهليت مرده است ( و گويي از اسلام بهره اي نبرده است ) به راستي آيا موضوعي كه به همه حيات معنوي آدمي ارتباط دارد شايسته توجه و عنايتي ويژه نيست 2- امام مهدي (عج) دوازدهمين نفر از سلسله پاك امامت است همان امامتي كه يكي از دو يادگار گرانقدر رسول خداست . در روايتي كه شيعه و سني از پيامبر اسلام نقل كرده اند آمده است : " اني تارك فيكم الثقلن كتاب الله و عترتي ‹ ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي ابدا.. " به راستي كه من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي مي گذارم : قرآن و اهل بيتم ، تا وقتي به اين دو چنگ بزنيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد. بنابر اين پس از قرآن كريم كه سخن خداست ، كدام راه از راه امام روشن تر و هدايت بخش تر است و اساسا مگر قرآن خدا جز با بيان جانشينان رسول خدا (ص) قابل تفسير و تبيين است ؟ 3- امام مهدي (ع) امام زنده و حاضر و ناظر است و در ارتباط با آن حضرت سوالات زيادي – به ويژه در ميان نسل جوان – مطرح مي شود و با وجود پاسخگويي به سوالات در آثار گذشتگان ، ولي همچنان ابهامات زيادي باقي مانده و در پاره اي از موارد پاسخ هاي قبلي در خور مخاطبين فعلي نيست. 4- به جهت اهميت مسئله امامت و نقش محوري آن در ساختار فكري و عملي شيعيان ، دشمنان همواره سعي كرده اند كه درباره امام مهدي (ع) شبهاتي را مطرح كنند و معتقدان به آن حضرت را دچار ترديد نمايند مثل اينكه ، اصل ولادت حضرت را مورد ترديد قرار دهند يا طول عمر آن حضرت را امري محال نشان دهند يا غيبت آن بزرگوار را امري غير منطقي معرفي كنند و صدها شبهه ديگر و نيز گاهي دوستان نا آگاه و بي اطلاع از معارف اهل بيت (ع) ، مطالبي نادرست و بي اساس را درباره فرهنگ مهدويت مطرح كرده اند و از اين راه ، عده اي را به بيراهه برده اند و يا مي برند. مثل اينكه براي انتظار مهدي و قيام مسلحانه ايشان و امكان ملاقات با امام در دوره غيبت ، مطالبي نادرست و غير منطبق با روايات را مطرح كرده و يا مي كنند كه همه اينها ضرورت بررسي صحيح و منطقي موضوع مهدويت را ايجاب مي كند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 9:14  توسط تبلیغات مکتب
|
|
|